محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

161

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

شيطان بر آدم عليه السّلام به جهت خلقت او از خاك ، فخر فروخت و با تكيه به اصل خود كه از آتش است دچار تعصّب و غرور شد . پس شيطان دشمن خدا و پيشواى متعصّب‌ها و سر سلسله متكبّران است ، كه اساس عصبيّت را بنا نهاد و بر لباس كبريايى و عظمت با خدا درافتاد ، لباس بزرگى را بر تن پوشيد و پوشش تواضع و فروتنى را از تن درآورد . آيا نمىنگريد كه خدا به خاطر خودبزرگ‌بينى ، او را كوچك ساخت و به جهت بلندپروازى ، او را پست و خوار گردانيد ؟ ! پس او را در دنيا طرد شده و در قيامت آتش جهنّم را براى او مهيّا فرمود . خداوند اگر اراده مىكرد ، آدم عليه السّلام را از نورى كه چشم‌ها را خيره كند و زيباييش عقلها را مبهوت سازد و عطر و پاكيزگىاش حس بويايى را تسخير كند مىآفريد ، كه اگر چنين مىكرد ، گردن‌ها در برابر آدم فروتنى مىكردند و آزمايش فرشتگان براى سجده آدم عليه السّلام آسان بود ، امّا خداوند مخلوقات خود را با امورى كه آگاهى ندارند آزمايش مىكند ، تا بد و خوب تميز داده شود و تكبّر و خودپسندى را از آنها بزدايد و خودبزرگ‌بينى را از آنان دور كند . پس ، از آن‌چه خداوند نسبت به ابليس انجام داد عبرت گيريد ، زيرا اعمال فراوان و كوشش‌هاى مداوم او را به سبب تكبّرش از بين برد . او شش‌هزار سال عبادت كرد كه مشخّص نيست از سال‌هاى دنياست يا آخرت ، امّا با ساعتى تكبّر همه را نابود كرد ، چگونه ممكن است پس از ابليس ، فرد ديگرى همان اشتباه را تكرار كند و سالم بماند ؟ ! نه ، هرگز خداوند هيچ‌گاه انسانى را براى عملى وارد بهشت نمىكند كه براى همان عمل فرشته‌اى را محروم ساخته بود . فرمان خدا در آسمان و زمين يكسان